به گزارش خبرنگار اعزامی مهر در دهلی، ایران و هند از گذشته های دور تاکنون با هم رابطه پایاپایی داشته و دارند. مردم این دو تمدن (ایران و هند) دارای سابقه دیرین در نژاد و فرهنگ بوده و از یک خواستگاه (یعنی اقوام آریایی) برخوردار بودهاند.
مشترکات دو تمدن را میتوان در زبان، آداب و رسوم و دیگر خصوصیات رفتاری و اخلاقی مردم آن دو سـرزمین (ایران و هند) یافت و از سوی دیگر، اثرات برجای مانده از فرهنگ ایرانیان بر فرهنگ هندیان در هزاره اخیر، انکارناپذیر است و بر این اساس، بزرگانی همچون نخست وزیر فقید هندوستـان ـ جواهر لعل نهرو ـ در کتاب "کشف هند" مینویسد: در بین ملل و نژادهای بسیاری که با سرزمین هندوستان ارتباط داشتند، هیچکدام از آنها به اندازه ایرانیان به صورت مستـمر و پایدار در زندگی و فرهنگ هند تأثیر نگذاشته اند.
نهایتا، در پی وقوع تحولات اجتماعی و سیاسی در کشور هندوستان و بروز تغییـرات اساسی در مرزهای جغرافیایی مشترک بین دو کشور ایران و هند، از میزان روابط دو ملت کاسته شد. اما اکنون در آغاز هزاره سوم میلادی مطالعات فرهنگی در گستـره جهانی میان دو کشور از اهمیت دو چندانی برخودار شده است و هر روز شاهد گسترش مناسبات میان دو تمدن تاریخی خواهیم بود.
هند و ایران از قرنها پیش و زمانهای دور، روابط تاریخی و فرهنگی مستحکمی با یکدیگر داشته اند و گفتههای جواهر لعل نهـرو ـ نخستوزیر فقید هندوستان ـ و علامه شبلی نعمانی اینگونه آمده است که "در تاریخ سراسر جهان، دو ملت ایران و هند به قدری به هم نزدیک بودهاند که نمیتوان در جای جای دنیا نشانی همانند این دو تمدن کهن یافت".
این روابط دیرینه پیش از ورود آریاییها به فلات ایران و سرزمین هندوستان، ارتباط بین مردم ایران و هند وجود داشته است. با تحقیق باستان شناسان و آثار به دست آمده در حفاری های انجام شده در اراضی ملکی هندیان و آثار به جای مانده در کنار رودخانههای دجله و فرات (ایران) خود بیانگر این موضوع است که در گذشته دور میان هندیان و ایرانیان ارتباط پایاپایی برقرار بوده است.
این آثار به دست آمده در کاوشهایی که در سال 1930 میلادی در تپه سیلک کاشان توسط باستان شناسان کشف شده، نشانگر این است که شهر قدیمی کاشان محل برخورد دو تمدن باستان ایران و هند بوده است. باستانشناسان معدودی این احتمال را دادهاند که رابطه دیرینه اقوام ایرانی و هندی (پیش از هجوم آریاییان) در واقع به پیش از دوران مادها و سومریان بازمی گردد.
اما ارتباط فرهنگی میان دو تمدن ایران و هند با ظهور اسلام و نفوذ این مذهب در شبه جزیره هند استوارتر شد و از آن رو که دین اسلام از سرزمین ایران به هندوستان را یافت و بیشتر مربیان و معلمــان و مبلغان اسلامی، ایرانی بودند، زبان فارسی دوش به دوش مذهب اسلام در سرزمین هند گسترده شد و حتی زبان فارسی، زبان رسمی مسلمانان محسوب گردید.
عارفان و شاعران متصوف مهمترین عامل گسترش زبان و ادب فارسی در سرزمین هندوستان بودند. از یک سو مشایخ صوفیه در تفکر مردم هندوستان موثر واقع شدند و از سوی دیگر خود شیفته راه و رسم و اندیشه مردم هند شدند و در نتیجه افکار اینان با اندیشههای آنان همچو شیر و شکر با هم در آمیخت.
نهایتا می توان گفت که در میان روابط دو ملت ایران و هند علتها و اسباب زیادی است ولی کاری که زبان و ادبیات فارسی و مخصوصا شعـر فارسی و شعرای فارسی زبان کردند در دیدگان یک یک فرهنگ دوستان نمایان است و از فردوسی تا سعدی کاری شده است که اهل دو تمدن ایران و هند و جهـانیان هر قدر افتخار کنند کم است.
بعد از سلسله گورکانیان و در زمان استعمار، زبان فارسی که به صورت زبان مشترک مردم هند و ایران در آمده بود، از یادها رفت و فرهنگ مشترکی که حاصل هزاران سال تبادل فرهنگی بود، به دست فراموشی سپرده شد ولی امروزه با سعی و تلاش نمایندگیهای دو کشور شاهد شکوفایی روابط دیرینه این دو کشور متمدن و با تاریخ مشترک هستیم که روز به روز در عرصههای فرهنگ، سیاست و غیره خود نمایی می نماید.
نظر شما